|
جهان را در ذره شن دیدن و بهشت را در یک گل خود رو بی نهایت را در کف دست خود نگه داشتن و ابدیت را در یک ساعت  ویلیام بلیک و خدای که در این نزدیکی است ... دنیای از داشته ها پشت سر و مقصدی نزدیک در مسیری بود که پرواز جاماندگان ۲۲۶ به جبر ، براشون تقدیر شده بود . مقصدی بود که قرار بود در اون اوضاع به هم ریخته روحیم مسکنی برای دردم باشه ولی خب سرنجام پرواز شماره ۲۲۶ چیزی جز آرامش رو برای من و همقطاران جدیدم قرار داده بود ... تمام کارا ظاهرن تموم شده بود.نزدیک ۱۲ ظهر بود و ما آماده..آماده..ولی خب در آخرین لحظه ها ما رو به مبدا دیپورت کرده بودن . ما که تعدادمون به ۲۰۰ نفری میرسید خسته و آزرده به مبدا برگشته بودیم که ناظر بدقواره ما رو در بدترین مسیر به مقصدی هدایت کرد که در زبون من و همقطارام خونده میشد جهنم سبز . ... دوستان دور ولی آشنام سلام به خاطر وضعیت فعلیم و جابه جای های که در محل سکونتم داشتم دسترسیم به نت قطع شده و این چند دقیقه ای که تو خونه رضا برام فراهم شده جوری نیست که بهتون سر بزنم و ازتون خبری بگیرم ولی خب گفتم از همینجا بگم که من هنوز تونستم در این اینگساک تحمیلی حل نشم و لحظه ها رو چه ساده و چه سخت بگذرونم . یه ماه دیگه ای از این اینگساک بی قواره باقی مونده و احتمالن بعد از این چند روز مرخصی مجبور به گذراندن تمام این یک ماه در دور از این فضای نتی هستم برای همین تا موعد اومدنم امیدوارم جزخاطرات فراموش شدتون قرار نگرفته باشم ! با امید بهترین آرزوها هیوا ایرانی |